پرنده طلایی
روزي, روزگاري پيرمرد و پيرزن فقيري در آسياب خرابه اي زندگي مي كردند.
سال هاي سال بود كه پيرمرد پرنده مي گرفت مي برد بازار مي فروخت و از اين راه زندگي فقيرانه اش را مي گذراند.
روزي از روزها, وقتي رفت دامش را جمع كند, ديد

ادامه مطلب
مطالب آموزنده .علمی. قصه.دانستنیها و.........

روزی روزگاری ، دختری مهربان در كنار باغ زیبا و پرگل زندگی می كرد ، كه به ملكه گل ها شهرت یافته بود .
چند سالی بود كه او هر صبح به گل ها سر می زد ، آن ها را نوازش می كرد و سپس به آبیاری آن ها مشغول می شد .مدتی بعد .......
آقا موشه از صبح زود به آرایشگاه رفته بود تا کمی سبیل هایش را کوتاه کند. آخر می خواست در جشن فارغ التحصیلی اش ازمدرسه، شیک و مرتب باشد.
تازه کارش تمام شده بود که موبایلش زنگ زد


این داستان رو جایی دیدم فکرکردم برای شما بذارم تا شما هم بخونید




من مداد مرجان هستم ، يك مداد نويسنده و پركار ، راستش را بخواهيد من عاشق كاغذ هستم ، آنقدر عاشق كاغذ هستم كه هر روز در آن چيزهاي قشنگي نقاشي مي كنم .
وقتي مرجان مرا بدست مي گيرد ، آنقدر خوشحال مي شوم كه نگو !
آی قصه ، قصه ، قصه
آبی بی خانم نشسته



گروه ، گروه ، بچه ها
می آن مثل غنچه ها



بی بی خانم قصه می گه
از غم و از غصه می گه



بچه ها غصه دارن
ابرا می آن می بارن



وقتی بارون می باره
شادی می آد دوباره



آبی بی خانم می خنده
در و رو به غم می بنده



از خوبی و صفا می گه
از مهر و از وفا می گه



از لوطی های زمونه
که خوبی هاشون می مونه



از کار و از تلاش می گه
از عشق و از صفاش می گه



باز غنچه ها باز می شن
مشغول آواز می شن



آمیز جواد خوشحاله
به غنچه هاش می باله



خدا کنه هماره
یه ریز بارون بباره




BLOOM love
گروه وینکس یه گروه جادویی هستند که تو مدرسه ی جادو درس می خونند.و در هر قسمت اتفاقایی براشون میفته که اونا باید باهاش مقابله کنند
Bloom
غذای مورد علاقه:پیتزا
رنگ مورد علاقه:آبي
سرگرمی مورد علاقه:خواندن کتاب درباره ی طلسم
حیوان دست آموز مورد علاقه:خرگش کوچولوش به اسم کیکو
دوست پسر ایده آل:اسکای
بهترین دوستان:استلا و...اسکای
فیلم مورد علاقه:کمدی های احساسی
اون دوست داره:با کیکو بازی کنه
اون تنفر داره:به طور منظم از خواب بیدار شه
موسیقی مورد علاقه:پاپ
کفش مورد علاقه:راحت و اما زیبا و شیک
طلسم مورد علاقه:آتش اژدها
Stella
غذای مورد علاقه:چیپس
رنگ مورد علاقه:زرد
سرگرمی مورد علاقه:خریدکردن خرید کردن و بازم خرید کردن
حیوان دست آموز مورد علاقه:همه ی سگای کوچولو
دوست پسر ایده آل:برندون
بهترین دوستان:بلوم و برندون
فیلم مورد علاقه:کمدی
اون دوست داره:ممممممم خرید کردن
اون تنفر داره:خرید نکردن
موسیقی مورد علاقه:هر چیزی که بتونه باهاش برقصه
کفش مورد علاقه:همه.هر یک برای فرصت مناسب
طلسم مورد علاقه:تابش ماه
Flora
غذای مورد علاقه:کیک خانگی
رنگ مورد علاقه:صورتی
سرگرمی مورد علاقه:باغبانی کردن
حیوان دست آموز مورد علاقه:پروانه ها...
دوست پسر ایده آل:الیا...
بهترین دوستان:لیلا(آیشا) و الیا
فیلم مورد علاقه:فیلم های احساسی
اون دوست داره:زندگی با گیاهانم
اون تنفر داره:رفتن به خرید با استلا.....
کفش مورد علاقه:کفش نرم و لطیف
کار مورد علاقه:گیاه شناسی
طلسم مورد علاقه:غول گیاهی
Layla
غذای مورد علاقه:پاستا
رنگ مورد علاقه:سبز
سرگرمی مورد علاقه:ورزش
حیوان دست آموز مورد علاقه:اسب ها..
دوست پسر ایده آل:نابو
بهترین دوستان:فلورا و نابو
فیلم مورد علاقه:ماجراجویی
اون دوست داره:شنا کنه
اون تنفر داره:نمیدونم
موسیقی مورد علاقه:پاپ و هیپ هاپ
کفش مورد علاقه:راحت
کار مورد علاقه:درس رقص
طلسم مورد علاقه:نمیدونم ولی فکر کنم آبه
Tecna
غذای مورد علاقه:خوراک اسفناج
رنگ مورد علاقه:یاسمنی
سرگرمی مورد علاقه:بازی کامپیوتری
حیوان دست آموز مورد علاقه:دلفین
دوست پسر ایده آل:تیمی
بهترین دوستان:موزا و تیمی
اون دوست داره:اختراع کنه
اون تنفر داره:از هیچی
موسیقی مورد علاقه:پاپ و جاز
کفش مورد علاقه:راحت
طلسم مورد علاقه:اشعه ی لیزر
Musa
غذای مورد علاقه:غذاهای تند
رنگ مورد علاقه: قرمز
سرگرمی مورد علاقه:موسیقی نواختن و آواز خواندن
حیوان دست آموز مورد علاقه:ماهی طلایی
دوست پسر ایده آل:ریون زمانی که حاله خوبی داشته باشه(یه کم غیرتیه)
بهترین دوستان:تکنا و...ریون
فیلم مورد علاقه:کمدی
اون دوست داره:یاد بگیره چیزهای زادتری در مورد نواختن موسقی
اون تنفر داره:با ریون دعوا کنه
موسیقی مورد علاقه:جاز راک هیپ هاپ و موسیقی کلاسیک
کفش مورد علاقه:کفش کتانی
کار مورد علاقه:خلق موسیقی
طلسم مورد علاقه:موج صدا
خانواده گربه ها توي انباري قديمي خانه مادربزرگ زندگي مي كردند. مامان گربه و شش تا بچه گربه نازنازي كه هر شش تا شكل هم بودند، راه راه سياه و سفيد. مامان گربه هر روز كه از خواب بيدار مي شد، به دنبال شكار مي رفت. شكار موش، گنجشك، سوسك و اگر هم نشد چيزهاي ديگر. بچه گربه ها شروع ميشد...
|
سؤال. 1.نه دست دارد، نه پا دارد، از همه جا خبر دارد سؤال. 2.آن کدام شب تاريک است که در ميان روز ديده ميشود؟ سؤال. 3. عجايب صنعتي ديدم در اين دشت، درخت پرگلي بي سايه ميگشت؟ سؤال. 4.آن چيست كه توكاف هست تو گاف نيست، تو لام هست تو ميم نيست، تو غين هست تو عين نيست؟ سوال ۵ آن چيست كه هم ورزشگاه است، هم در ميدان جنگ و هم در بازار بزازها؟
سؤال. 7.آن چيست كو بود بي جان چار پا دارد و دو گوش عيان كه خوراكش بود زغال سياه كنج خانه بخوابد او گهگاه؟ سؤال. 8.هر چيز كه مي خواهي، در من بنما پيدا فرقي نكند، هرچيز، حتي كه خود دنيا؟ سوال ۹سخت است، سنگ نيست چارپاست، گاو نيست تخمگذار است، مرغ نيست؟ سؤال. 10.آن چيست كه صدا دارد اما گلو ندارد؟ اگه میخوای بدونی برو ادامه مطلب |
دوستای عزیزم با معرفی کودکی یه بزرگ مرد دیگه خدمتون رسیدم
توماس اديسون (1931-1847) مخترع آمريکايی
توماس اديسون در سال 1847 در ميلان ، Ohio متولد شد .
کنجکاويها و نکته بينی های دوران کودکی اديسون، هيچکس غير از مادرش را تحت تأثير قرار نداد. اولين معلمش اورا "خنگ و کودن" ناميد. پدرش به اين نتيجه رسيده بود که او "کودن" است و مدير مدرسه به او گفته بود که: "تو هرگز در هيچ کاری به جايی نمی رسی" فقط مادرش به هوش و نبوغ نهفته ی او آگاهی داشت و از اين رو به تعليم و تربيتش همت گمارد. اديسون از نوجوانی اختراعات خود را شروع کرد و در مجموع بيش از 1000 اختراع ثبت شده دارد که برای بشريت فوق العاده ارزشمند می باشد.
او هميشه علاقه داشت كه بفهمد كه چيزهاي اطرافش چگونه عمل مي كنند
از جمله اختراعات ادیسون میتوان به :

گرامافون يا دستگاه ضبط صوت
معروف ترين اختراع اديسون چراغ حبابي اشاره کرد . در آن زمان، مردم از چراغ هاي نفتي وگازي براي روشن كردن خانه هايشان استفاده مي كردند.
عروسک قشنگم
چتر وكلاه داره
وقتی بارون می باره
چترو به دست می گیره
كلاه به سر میذاره
میره توی خیابون
راه میره زیر بارون
خیس نمیشه لباساش
آب نمیره تو كفشاش
وقتی بارون بند میاد
آبی میشه آسمون
تو آسمون آبی
میاد یه رنگین كمون
عروسكم چترشو زود می بنده
برای رنگین كمون می خنده

يك همراه با دوستانش در مزرعه زندگي مي كرد.دوستان او يك سگ خاكستري، يك گربه ي نارنجي و يك غاز زرد بودند. يك روز مرغ حنايي مقداري دانه گندم پيدا كرد. او پيش خودش فكر كرد ، "من مي توانم با اين دانه ها ، نان درست كنم . مرغ حنائي كوچولو...



اونروز که جشن تکلیف
تو مدرسه به پا شد
در دل کوچک من
شور و شری به پا شد
گفتم با یاد خدا
انس می گیرم همیشه
دلم با یاد خدا
راحت و آروم میشه
من به نماز می ایستم
حرف می زنم با خدا
با اون خدا که مهربون و پاکه
خالق این زمین و آب و خاکه
با اون خدا که همتایی نداره
ابر سیاه به لطف اون، می باره

لالایی های کرمان
لالالا گل پونه
گدا امد در خونه
یه نان دادم بدش اومد
دونان دادم خوشش اومد
خودش رفت و سگش اومد
لالالا گل خشخاش
بابا رفته خدا همراش
لالالا گل فندق
مامان رفته سر صندوق
لالالا گل زیره چرا خوابت نمی گیره
بخواب ای نازنین من مامان قربون تو میره
الالالا که لالاتم
اسیر قد و بالاتم
الالالا گل زردم
به قربون تو می گردم
الالالا گل سوسن
سرت خم کن لبت بوسم
الالالا حبیب من
به دردی طبیب من
الالالا، گل آلو،
دوخوشو سیب زرد آلو.
الالالا، گلم باشی،
بخوابی بلبلم باشی،
تسلای دلم باشی.
الالالا گلم دخو، گلم بیدار،
گلم هیچ وقت نشه بیمار.
الالالا لالاش می یاد،
صدای کفش آقاش می یاد،
آقاش رفته زن گیره،
کنیز صد تومن گیره.
الالالا تو را دارم، چرا از بی کسی نالم.
الالالا زر در گوش،
ببر بازار مرا بفروش،
بیک من آرد و سی سیر گوش
الالالا گل زیره
چرا خوابت نمی گیره
بحق سوره یاسین
بییایه خوتو را گیره
لالایی تهرانی
لالالالا، گلم بودی.
عزیز و مونسم بودی.
برو لولوی صحرایی.
ازای بچه م چه می خوایی؟
لالالالا گل نسرین
بیرون رفتین، درو بستین
منو بردین به هندستون
شوهر دادین به کردستون.
بیارین تشت و آفتابه
بشورین روی شهرزاده.
که شهرزاده خدا داده
لالالالا، گل چایی
لولو! از من چه می خوایی؟
که این بچه پدر داره
که خنجر بر کمر داره.
لالالالا، گل آبشن
کاکا رفته چشوم روشن
لالالالا، گل خشخاش
کاکا رفته خدا همراش
لالالالا، گل زیره
بچه ام آروم نمی گیره
گل سرخ منی شاله بمونی
ز عشقت می کنم من باغبونی
تو که تا غنچه ای بوئی نداری
همین که وا شدی با دیگرونی
لالایت می گم و خوابت نمی آد
بزرگت می کنم یادت نمی آد
عزیز کوچکم رفته به بازی
به پای نازکش بنشینه خاری
به منقاش طلا خارش درآرید
به دستمال حریر رویش ببندید
لالالالا گل پسته
بابات رفته کمر بسته
لالالالا گل خشخاش
بابات رفته خدا همراش
لالالالا گل نعنا
بابات رفته شدم تنها
کاشمر خراسان
لالالا گل نازی،
بابات رفته به سربازی
لالالا گل پسته،
شدم از گریه هات خسته.
لالالا گل زیره،
دوخورو ای چشم حیزه
لالالا گل عناب،
شدم از گریه هات بی تاب
لالالا گل جارو،
دخورو ای بچه ی پر رو.
ترجمه از ترکی
از سرو صدای لالایی من،
مردم از خانه ها گریزانند
هر روز یک آجر می افتد
از سرای عمر من.
شیراز
لالالا عزیز کبک مستم!
میون کبک ها دل بر تو بستم.
تموم کبک ها رفتن به بازی،
من بیچاره پابست تو هستم
آهاي آهاي كلاغه
آهاي كلاغ سياهه
بيا لب بوم بشين
منو نگاه كن ببين
برات غذا ميارم
توي حياط ميذارم
تا بخوري سير بشي
شايد نمك گير بشي
بعدش بكن تو قارقار
خبرهاي خوب بيار
آخه میدونی چیه فردا کارنامه ها رو میدن
منکه میدونم شاگرد اولم راستی تو چطور؟
|
در کویری که خشک است و بی آب دوست دارم که گندم بکارم روز و شب مثل ابری بهاری قطره قطره بر آنها ببارم دوست دارم که در کشتزارم جشن گنجشکها را ببینم یا برای کلاغی گرسنه ارزن و کندم و جو بچینم آن زمان خرمنم ، صاحبی جز کفتر و زاغ و پوپک ندارد دوست دارم که دنیا بداند کشتزارم مترسک ندارد |
| ||||
| |||||
فکر کن بامن چی میخواد بنویسه